ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
98
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
على بن صدقه را وزارت خويش داد . جلال الدين پيش از نظام الدين وزارت المسترشد باللّه را بر عهده داشته بود . اكنون بار ديگر به وزارت باز مىگرديد . و اللّه سبحانه و تعالى اعلم . پيروزى يافتن سلطان محمود بن محمد بر گرج در سال 517 جماعتى از مردم دربند [ 1 ] شروان نزد سلطان محمود آمدند و از گرجيان شكايت كردند و دادخواهى نمودند . سلطان به ياريشان بسيج لشكر كرد . چون دو گروه روبرو شدند و سلطان انبوهى لشكر گرج را مشاهده نمود آهنگ بازگشت نمود . اين امر به اشارت شمس الملك عثمان بن نظام الملك بود . چون مردم شروان خبر يافتند نزد سلطان آمدند و گفتند تا تو در اينجا باشى ما مىجنگيم و اگر باز گردى نيرو از دلهاى مسلمانان برود و خلق كثيرى به هلاكت رسند . سلطان بپذيرفت و در جاى خود بماند . در اين احوال ميان اقوام گرج و قفچاق خلاف افتاد و سراسر شب را با يك ديگر زد و خورد كردند و چون فراريان از ميدان جنگ بازگشتند ، سلطان نيز به همدان بازگشت . و اللّه تعالى اعلم . عزل برسقى از شحنگى عراق و امارت يرنقش زكوى ميان خليفه المسترشد باللّه و دبيس بن صدقه در نواحى مباركه از اطراف عانه نبردهاى شديدى در گرفته بود و در اين نبردها برسقى همراه او بود و دبيس - چنان كه در اخبار او آورديم - به سختى شكست خورد . دبيس از غزيه [ 2 ] - از اعراب نجد - يارى خواست ولى كس به ياريش نيامد ، سپس آهنگ منتفق كرد و به يارى آنان به بصره داخل شد و دست به تاراج و كشتار زد . در اين هجوم امير بصره موسوم به سخت كمان [ 3 ] كشته شد . خليفه نزد برسقى پيام فرستاد و او را به سبب اهمال در كار دبيس سخت سرزنش كرد . برسقى براى سركوب دبيس به بصره لشكر برد ، دبيس بگريخت و به فرنگان پيوست و همراه آنان عازم محاصرهء حلب شد . چون در حلب كارى از پيش نبردند ، دبيس از ايشان جدا شد و نزد ملك طغرل پسر سلطان محمد بن ملكشاه رفت و او را برانگيخت كه به عراق لشكر برد . اين وقايع را در اخبار دبيس آورديم - همهء اين امور سبب شد كه خليفه با برسقى نيز دل بد كند . پس به سلطان پيام فرستاد كه او را عزل كند . سلطان نيز او را عزل كرد و فرمان داد به موصل باز گردد و به غزاى فرنگان مشغول باشد . چون برسقى عازم موصل شد نايب يرنقش به بغداد رسيد و به عنوان شحنه در آن شهر بماند . سلطان محمود نيز كودك خردسالى از آن خود را همراه مادرش نزد برسقى فرستاد تا با او به موصل رود . برسقى او را نيز با خود به موصل برد و زمام امور شهر را به دست گرفت .
--> [ ( 1 ) ] متن : دنباوند . [ ( 2 ) ] متن : غزنه . [ ( 3 ) ] متن : سلمان .